ضمیر ناخودآگاهت چشم انتظار توست…/ یادداشتی از امیرمهدی سادات اعلایی

…می‌گویند دنیا را دیوانه‌ها می‌سازند و عاقل‌ها در آن زندگی می‌کنند. دکتر حسابی، بهروز فروتن، احد عظیم‌زاده، فاطمه دانشور، شاهرخ ظهیری و هزاران ایرانی موفق دیگر هستند که از خاک وطن‌مان، طلا ساختند… صحبت از سرزمین‌مان شد. سرزمینی که اسطوره‌های تاریخ جهان را در خود جای داده است. سرزمینی که مردمانش، شما عالیجنابان و ملکه‌هایی از جنس شور و شوق و شادمانی هستید.
جهان تو را این‌گونه می‌شناسد.مهندس حسابی -فرزند دکترحسابی- این چنین می‌گوید: در مسابقات جهانی به سوئیس رفته بودم،
یکی از شرکت‌کنندگان سوئیسی به من گفت: سرباز اشکانی! جا خوردم و گفتم، یعنی چی؟
لبخندی زد و گفت: ما در این‌جا به کسانی که نابغه و باهوش هستند، از این عبارت استفاده می‌کنیم. با تعجب پرسیدم: به چه دلیل؟
ادامه داد: در زمان جنگ، فرماندهان ایرانی تاکتیکی را اتخاذ کرده بودند که در میانه نبرد، ناگهان فرمان برگشت به عقب می‌دادند.
مهاجمان بر این باور که آنان در حال فرار هستند، با هیجان به دنبال‌شان رهسپار می‌شدند و ناگهان سربازان ایرانی از روی اسب به عقب برمی‌گشتند و تیری را در کمان نهادند و بر پیشانی دشمن جای می‌دادند.
اینک تو همان سرباز اشکانی هستی که در ورای تاریخی دیگر نفس‌هایت را فرو می‌بری. با تمام آن‌چه که در توان داری برخیز و تیرقدرت و عظمتت را در کمان اراده و هیبت‌ات بگذار و نشانه بگیر چشمان آنانی را که نمی‌خواهند عزت و اقتدار نسل تو و سرزمینت را ببینند.
در هرکجای خاک وطن‌مان هستی، اینک سربلند کن و چشمانت را سوی خورشید شلیک کن و با غرور و افتخار بگو: من ایرانیم. نسل آنانی که تاریخ جهان را دگرگون کرده‌اند.
وطنم ای شکوه پابرجا/ در دل التهاب دوران‌ها               کشور روزهای دشوار/ زخمی سربلند بحران‌ها
رگت امروز تشنه عشق است/ دل رنجیده خون نمی‌خواهد          دل تو تا ابد برای طپش/ غیر عشق و جنون نمی‌خواهد
شرم بر من اگر حریم تو/ پیش چشمان من شکسته شود            وای بر من اگر ببینم چشم/ رو به رویای عشق بسته شود
از تب سرد موج‌های خزر/ تا خلیجی که فارس بوده و هست         می‌شود با تو دل به دریا زد/ می‌شود با تو دل به دنیا بست
این روزها، روزهایی است که ما به کمک یکدیگر بیشتر از پیش نیاز داریم…
چشمان وطن، در انتظار سرمه مهربانی توست.
***
دوست دارم خیلی راحت و صمیمی برایت حرف‌هایم را زین کنم و تو پای در رکاب اندیشه‌هایم بگذاری و بتازی بر آسمان واژه‌هایم. اگر می‌بینی نوشته‌هایم، جوری دیگر قاب گرفته‌اند، بگذار بر حسب همان دیوانگی… زیرا دوست دارم دیوانه‌ای متحول‌کننده باشم تا عاقلی کنج‌نشین و آرام…
اگر این سخنان را باور و ایمان نداشتم؛ هرگز به خود اجازه نمی‌دادم که ساحت مقدست را به تسخیر کشم. داستان نوشته‌هایم،
داستان کتاب و درس و زیبا سخن گفتن نیست… داستان روزهایی است که امواج وحشی روزگار، پنجه در گیسوان آرزوهایم انداخته بود و آن‌ها را به هر صخره‌ای که می‌خواست، می‌کوبید. من داستان مسیری را که آمده‌ام برایت با همه وجود، به تصویر می‌کشم.
اما اینک دستان نفس‌های خسته جان باشکوهت را به حماسه‌سرایی عالیجنابی رؤیایی می‌سپارم… گذشته او از جنس همین روزهای توست… قلبت را هموار ساز. حقیقت چیز دیگری است…
***
بغض گلویم را گرفته بود. من ورشکست شده بودم. همه چیزم را از دست داده بودم. همه چیز… چشمانش را که دیدم، دیگر نتوانستم طاقت بیاورم. در آغوشش فقط می‌گریستم… عطر صدایش بر مشام جانم نشست…
بهروز!! خجالت بکش… مگر برایم نگفته بودی وقتی که در ذوب آهن کار می‌کردی،پای پیاده می‌رفتی؟ و شب‌ها تا صبح بیدار بودی؟ یادت نمی‌آید… مگر نگفتی برای کار به آبادان رفته بودی و پیراهنی که به تن کرده بودی از جنس پلاستیک بود… و برای این تهیه کرده بودی، که آن را بارها و بارها بپوشی.. مرداد ماه بود… وقتی خواستی پیراهنت را در بیاوری، دیدی از شدت گرمای زیاد به تنت چسبیده است.
به زیر دوش رفتی تا با کمک آب، آن را در بیاوری. اما آب نیز ان روزها با تو سرجنگ داشت، داغی آن تنت را میسوزاند. اما نتوانستی پیراهنت را در بیاوری… در نهایت سختی درآوردی اما همراه با آن قدری از پوستت نیز کنده شد.
تو مرد چنین روزهایی هستی.. بِه روزِ روزهای تلخ من باش… تو باید بمانی… شجاع باش… تو مسئول من هستی… به حلقه در انگشتت نگاه کن… قلب من آن‌جاست…
***
این‌ها قسمتی از روایت حماسه‌سرایی مرد پولادین کشور جان‌مان، ایران است. محصولات او سال‌ها میزبان سفره‌های شماست!
صنایع غذایی بهروز…
بانوی بهروز، وقتی او را این‌گونه آشفته دید، ناخودآگاه از روشی استفاده کرد که در ادامه روند زندگی همسرش، او را بر عرش تجارت ایران جای داد… در واقع می‌توان گفت،اگر نبود همراهی بانوی آقای فروتن شاید،امروز برای او اتفاقاتی دیگر می‌افتاد.
زمانی می‌رسد که آن‌چنان در هم می‌پیچید که ذهن‌تان گره می‌خورد. به قول استیو جابز،گاهی زندگی با سنگ به سرتان می‌کوبد، اما شما ایمان‌تان را از دست ندهید.
خیلی از ما در بسیاری مواقع دچار چنین اتفاقاتی می‌شویم. نوع برخورد و نگاه ما، در آن لحظه بسیار مهم و تاثیرگذار است. حتی ممکن است دوستان و آشنایان به ما رجوع کنند. می‌توان گفت در آن نقطه، وظیفه بسیارسنگینی داریم و از لحاظ تاکتیکی در تغییر مسیر زندگی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.
با انجام این تکنیک، وضعیت درونی و اندیشه و تفکر به شکل مثبت تغییر می‌یابد و مسائل روی دیگری از خود را نشان خواهد داد.
***
چند لحظه صبر کن… نفسی عمیق بکش… ببین یک اصل بسیار مهم و دقیق در زندگی انسان‌های موفقی چون…………………….
-درجای خالی نام خودت را بنویس- وجود دارد. آنان مسوولیت زندگی خود را بر عهده می‌گیرند.
جیم رون‏، زیبا گفته است: شما باید مسئولیت شخصی خود را بر عهده بگیرید. شما نمی‌توانید شرایط، فصول یا جهت وزش باد را تغییر دهید، اما می‌توانید خودتان را تغییر دهید.
در واقع این آغاز راه سرزمین موفقیت است. تو باید مسولیت اعمالت را در نظر بگیری و غیر از این اگر اندیشه کنی، راهی برای پرواز نخواهی داشت. در حقیقت تنها یک نفر مسئول زندگیت هست و آن هم خود تویی.
این کار ساده نیست و لی دست یافتنی است. تا زمانی که بیرون از خودت به دنبال مقصر بگردی، ذهنت، هرگز راهی برای پیشرفت تو هموار نخواهد ساخت.
بیرون زتو نیست آن‌چه در عالم هست/ از خود بطلب هر آن‌چه خواهی که تویی
همه چیز در درون توست… ثروت، موفقیت، پیروزی، شکست، فقر، همه در لابه لای اندیشه‌های توست…
این‌هایی را که عنوان می‌کنم، قوانین زندگی است. چه باور کنی و چه باور نکنی، زندگی بر این اساس با تو رفتار خواهد کرد. تو مگر جاذبه زمین را می‌بینی؟ اما روی آن زندگی می‌کنی… این‌ها قانون است… پرتو خورشید چشمانت را به این سوی نیز بتابان…
***
در مقابله با مسائل و اتفاقات زندگی می‌توان راه همیشگی را پیش گرفت. گوشه‌ای خلوت گزید. اشک ریخت و با خود به گفتگوی درونی پرداخت که انواع و اقسام منفی‌نگری‌ها و آسیب‌ها را در پی دارد. اما آیا این نوع عملکرد راهی خواهد گشود؟ هرگز! این ما هستیم که مسائل را به وجود می‌آوریم و خود نیز باید آن را حل کنیم… راه حل درون ما است. جرات و جسارت پذیرفتن عملکرد غلط و این‌که قبول کنیم مسیر را اشتباه آمده‌ایم، آغاز راه پیروزی است و این یعنی همان جمله زیبایی که می‌گوید: در جسارت نبوغ نهفته است…
اگر کسی آمد و برایت گفت، تو را به سرزمینی خواهد برد که آن‌جا هیچ مسئله‌ای وجود ندارد و برایت خواند که بگو: همه چیز عالی است، تا همه چیز عالی شود، تو را به بی‌راهه می‌کشاند.
سرزمین موفقیت جایی است که مسائل سر جای خود هستند، آن چیز که متفاوت است، تویی که با نگرش جدیدی قادری آن‌ها را حل کنی… راحت‌تر برایت بگویم: در این دنیا راحتی و آرامش و خوشبختی به آن معنایی که برخی به تصویر می‌کشند، وجود خارجی ندارد.به دنبالش نگرد، نخواهی رسید.
اما اگر بر ذهن و اندیشه خود تسلط یابی و بتوانی در دره‌های زندگی مقاومت کنی، آن‌گاه است که قله‌ها را دید، خواهی زد.
همه ما به اندازه کافی مثبت‌اندیش هستیم. باید به سمت واقع‌نگری رفت و با نگاهی علمی و دقیق‌تر مسائل را حل کرد.
بسیار شنیده‌اید که می‌گویند، همیشه نیمه پر لیوان را ببینیم. اما جایی نکته زیباتری شنیدم: هیچ لیوانی نیمه خالی ندارد،یک نیمه‌اش هوا است و نیمه دیگرش- بر فرض مثال- آب. باید ببینیم که در اتفاقات زندگی کدام نیمه به دردمان می‌خورد. هوا یا آب؟
محبتی کن. یک لیوان آب گوارا، همان‌طور که خودت دوست داری، آماده کن و با آرامش نوش جان کن…
برایت آرزو می‌کنم با هر جرعه‌ای که می‌نوشی، پیکر مقدست سراسر عشق و شور و نشاط شود.
***
با استفاده از روشی که بانوی بهروز در پیش گرفت، یک استراتژی خاص در برابرمساله بهروز بوجود آورد و توانست در ذهن او فضایی را ایجاد کند که ذهن خود را از بن‌بست تفکرات منفی رهایی دهد. با این اتفاق ناخودآگاه ذهن، راه جدید را می‌یابد. با انجام این کار قدری از مسئله بالاتر می‌آییم و شرایط جدیدتری را پیدا می‌کنیم. در چنین لحظاتی مساله وجود دارد و حل نشده و رفتار ما نیز تحت تاثیر آن قرار گرفته است. اما با این کار، دیدگاه و سپس احساسات، نسبت به مساله تغییر یافته و  دسترسی، به منابع راه حل آسان می‌شود. و این‌جا جالب توجه است که با دریافت احساس جدید، ضمیرناخودآگاه، رفتار جدید را تولید می‌کند. در مورد ضمیر ناخودآگاه برایت قطعا خواهم گفت که چه خارق‌العاده نیرویی در وجود تو، به انتظارت لحظه‌شماری می‌کند…
***
تو هیچ‌گاه شکست نخورده‌ای، هموطنم…هیچ‌گاه!! زیرا شکستی در کار نیست. انسا‌نها هماره تجربه می‌آموزند…
تو را فرا می‌خوانم، به بازی جادوی کلمات… هر شکست، در خود بذر موفقیتی بی‌نظیر در بردارد…
می‌دانی! هر زمان که زانو زدی… گونه‌هایت را بر خاک نشاندی… اشک‌هایت را به قیمت گل‌آلود کردن چشمهایت فروختی و بال‌هایت را به آتش ناامیدی سوزاندی و تسلیم شدی. ‌آن‌گاه است که…….  بازهم نمی‌توان گفت: کارت دیگر تمام است. زیرا تو انسانی، اشرف مخلوقات…
و انسان یعنی همیشه دوباره شکوفه‌زدن و پر گشودن… آن چیز که تو را به اسارت می‌کشد، اشتباه مکن!  فقط خودت هستی
و اندیشه‌هایت… رکاب برگیر… یال‌های اسب سپید اندیشه‌هایت را در چنگ بنواز…
و رقص موسیقیایی جانت را به ترنم پرواز هدف بگیر… تو سرکش‌تر از آنی که تسلیم شوی…
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک/ چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

مطالب مرتبط

49 نظر

  1. ناشناس

    مطالبتون عجیب روی آدم تاثیر میگذاره و عجیب به دل خوش میشینه..
    دست مریضاد..
    مچله خلاقیتم رو همیشه با خوندن مقالات شما شروع میکنم ..
    لطفا مقتدرانه ، چون همیشه ، ادامه بدید که قلمتون معجزه میکنه
    مجید – شیراز

    پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام مجید عزیز.باعث افتخار من است که شما مطالبم را اینگونه میبینید…خدارا سپاسگزارم که توانسته ام برای هموطنانم مفید واقع شوم…..خوشحالم از اینکه هستی. سادات اعلایی

      پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام..از لطف شما ممنونم…با تمام قدرتتان رو به جلو حمله ور بشید..هرگاه دیدید همه چیز آرام است ، نقطه سقوط فرا رسیده …با چالش رشد را درمی یابیم…..یک بغل مهربانی نثارتان باد…

      پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام بانو لیدا…باعث افتخار من هست که دیدگان شما مطالبم را به بازی اندیشه هایتان میکشد…یک بغل خوشبختی نثارتان باد…..
      سادات اعلایی

      پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام بر شما…شما نابی هموطنم! من از اینکه ایرانی هستم به خود می بالم زیرا شما را دارم….ممنونم
      زیباترین هدیه ها تقدیمتان باد….سادات اعلایی

      پاسخ
  2. اوان

    سلامی چون پرتوهای خورشید روزهای رمضان پر از انرژی محبت نثار شما استاد بزرگوار…

    خداییش یخ بسته بودم با خوندن این مطلب بازم احساس کردن قلبم شروع به طبیدن میکنه
    بی صبرانه منتظر مطالبتون هستیم….
    با کمال تشکر

    پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام شما واقعا لطف دارید..با تمام قدرتتان لبریز شوید تا از وجودتان دیگران نیز پروزا را فریاد زنند….ممنونم از شما

      پاسخ
  3. خلج

    سلام.باعرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیز که بامطالبتون انرژی فوقالعاده ای به انسان می دهید .لطفا جواب سوال قبلی مارا هم بدهید با تشکر

    پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام بر شما هموطن عزیزم…دوست گرانقدر تخصص بنده در حوزه منابع انسانی و توسعه فردی میباشد..برای کسب و کار باید به مشاوران مجله مراجعه فرمائید.

      پاسخ
  4. محمد

    سلام.من تویک کارخونه قطعه وقالبسازی کارمیکنم ولی از شرایط شغلیم ناراضیم.میخوام یک کار خوب وپردرامد وتسه خودم دست وپا کنم. لطفا راهنماییم کنید
    خیلی ممنونم

    پاسخ
    1. امیر مهدی سادات اعلایی

      سلام به نشانه های زندگیتون توجه داشته باشید.درکننارتان بسیاری از اتفاقات در حال رقم خوردن هست که ما از انها غافلیم…پیشنهاد میکنم شماره ۱ بهمن ۹۳ را حتما مطالعه فرمائید.

      پاسخ
  5. ابولفضل

    سلام.باعرض سلام و خسته نباشین من یک دانشجویم و میخواهم تو تمومی زندگیم فردی مفید برای ملتم باشم لطفا کمک کنین یاشاسین

    پاسخ
  6. سید مهدی مرتضوی

    سلام استاد علائی…
    اصطلاحاً پیچ و مهره مطابتون بسیار شیک و تأثیر گذار بود.
    بنده مرتضوی از بچه های دوره ۴۲ هستم، چطور میتونم تو کلاساتون بیام یا باهاتون ارتباط داشته باشم؟
    روزگارتون ارغوان

    پاسخ
  7. جهادی

    سلام استاد
    احتراما می تونم برای سخنرانی در بیمارستانی که کار می کنم از شما دعوت کنم . برای دوره اموزشی مهارتهای ارتباطی
    در صورت امکان لطفا شماره تماس تان را برایم ایمیل فرمایید .

    پاسخ
  8. مريم سليمي

    سلان استاد عزیز من هم همیشه مجله را با مقالات شما شروع می کنم و وقتی انرژی گرفتم آنها را در احتیار شاگردانم قرار می دهم . همیشه برایتان دعا می کنم. دستتان درد نکنه

    پاسخ
  9. ابوالفضل

    سلام جناب علایی بزرگوار
    روز بخیر

    مقاله ای فوق العاده ای بود، بسیار از خواندن آن لذت بردم . پیداست که اهل خرد درون هستید.

    شاد و پیروز باشید

    پاسخ
  10. محمد باسط اشرفی

    با سلام
    وقت بخیر
    از متن فوق العاده ای که گذاشتید کمال تشکر رو دارم
    من کتاب و نوشته زیاد میخونم ولی تا به حال همچین متن زیبا و قشنگی رو نخونده بودم میگن که کلامی که از دل برآید بر دل نشیند و همچین هم هست واقعا بهتون تبریک میگم برای همچین قلمی
    آرزوی روز افزون موفقیت برای شما دوست عزیز

    پاسخ
  11. محسن مقدم

    سلام ای جام جم ایران زمین خدا راشاکرم هم نگرشی چون شما از طریق کاینات جذب بلند نظرانی در وطنم شد امروز به سحر جملات اتشینت نسلی از تاریخ سازان نتورک قانونی ایران را ساختم که بر عرش کبریایی اهدافشان قدم می نهند برای دیدارت خواهم امد منتظرم باش که باهم ترانه کارافرینی به راه و رسم ایرانی را بسرایم

    پاسخ
  12. فریده قاسمی

    سلام استاد
    واقعا واقعا کلماتتون عجیییب روادم تاثیر میذاره منم یه ادم ورشکسته ام باکلی بدهی صدتا ایده واسه راه اندازی یه کارجدید دارم باارزوهایی بزرگ مطمئنم بهشون میرسم اما دیگه انگیزموازدست دادم باخوندن یادداشت های فوق العاده شمادوباره همون حس جسارت تووجودم جون گرفت اما نمیدونم ازکجاشروع کنم.دست مریزاد به شما وقلمتان

    پاسخ
    1. م

      دکتر م . نا امیدی بدترین گرفتاری و خود ورشکستگی است از شکستها پل بساز . به طلبکارات بگو در عوض بدهی حاضری براشون کار بکنی . توکلت به خدا باشه

      پاسخ
      1. فریده قاسمی

        سلام ازاون تاریخی که یادداشت شماراخوندم تاالان که دارم این متنو مینویسم چیزی نگذشته اماسی درصدبدهیامودادم فقط گفتم من میتونم من میتونم من میتونم وفکرای منفیاازتوذهنم ریختم بیرون واسه بدهیام برنامه ریختم وقسطیشون کردم الان دوباره دارم جون میگیرم یادداشتتونوهرروزصبح میخونم شکستی وجودنداره….من صاحب سرنوشتم هستم…. تودنیای من غیرممکن وجودنداره… تنهامحدودیت های مااونهایی هستندکه خودمون توذهنمون میسازیم کاش یه همچین نوشته های باارزش وکاربردی جایی توکتاب های درسی بازمیکردند.ممنون ازپاسختون

        پاسخ
  13. حسین

    به نام خدا
    باسلام واحترام
    سلام به اقای سادات اعلایی
    من حسین هستم همان حسین سوم که شهریورماه سال۹۳مطلبی ازشما درموردامروززندگی راشروع کن را خواندم ویادم نمیرود که چقدرگریه کردم انقدرکه دیگرنمی توانستم ادامه بدهم وقتی مطلب راخواندم مرا چنان متحول کردکه تاعمق وجودم نفوذکردوشما گفتید:
    سلام …از لطف همه دوستان عزیز بینهایت سپاسگذارم.سه کامنت با نام حسین قرار داده شده است. از یکایکتان ممنونم. برای حسین عزیز که کامنت وسط را نوشته اند ، آرزوی موفقیت و سربلندی دارم .هیچ چیز تصادفی نیست.با قدرت و انرژی دوباره آغاز گر راه بینظیر زیبای زندگی ات باش.شمارس معکوس را برای پرواز آغاز کن.از ایمان عزیز نیز ممنونم.وجودتان غرق شادمانی و خوشبختی و سرور باد
    حرف شما رابارها خواندم ولی هنوز نمیتوانستم چه جوابی بدهم طبق فرمایش شما پروازرااغازکن من هم تصمیم گرفتم پروازکنم ولی نمیدانستم چطور تااینکه یکباربخودم گفتم بلندشومردشمارش معکوس به صفررسیدبلندشوبرو .فقط برو حرکت کن .امتحان کردم ولی پولی نداشتم .بجزتصمیم واشتیاق به پروازکه انگیزه اش راشمادروجودم قرارداده بودید چیزی درمن نبود.(بطورخلاصه)اماحرکت راآغازکردم وبه تهران رفتم درسمینارهای اقای دکتر……..شرکت کردم وکتابهای زیادی راخواندم ،بابسیاری ازاساتیدموفقیت اشناشدم ودرمدت ۶ماه به ۸۰درصداهدافم دست پیداکردم ودارم روی ۳۰درصددیگه کارمیکنم که به لطف خدابزودی به این ۳۰درصدهم خواهم رسید.اگربخواهم تحولی که درزندگی ام ایجادشده راشرح بدهم بیش ازیک کتاب خواهدبودولی انشاءالله درفرصتی دیگربه عرض مبارکتان خواهم رساند.امروز امدم ازشما تشکرکنم .
    وازخداوندجل وعلاموفقیت روزافزون رابرای شماآروزمندم

    باتشکرفراوان ازکلیه دست اندرکاران سایت خلاقیت
    حسین حیدری

    پاسخ
  14. بهمن ابراهیمی

    با سلام حضور جناب دکتر اعلایی،

    بنده بهمن هستم از روستای میراجل شهرستان شاهین دژ استان آذربایجان غربی. من از طریق یکی از دوستان موفقم به اسم آقای پیمان شاکری با شما اشنا شدم. راستش دانشجوی رشته آموزش زبان در مقطع کارشناسی ارشد هستم و خیلی هم تو تحصیلم موفق هستم. اما گاهی اوقات به دلیل اوضاع کاری بیرون و بیکاری که تو مملکت ما هست یه جورایی نا امید می شدم . اما به لطف خدا از روزی که پیمان شما را معرفی کرد و از همه مهمتر یه سریفایل های صوتی شما که حاوی بیانا ارزشمند شماست را در اختیار من قرار داد تلاشم چند برابر شده و هر وقت خسته میشم به حرف های شما و تلاش های ستودنی شما و اینکه برای کشورمون چقدر تک تک مون میتونیم موفق باشیم فکر می کنم و این جوری حقیقتا خستگی از تنم بیرون میره. امیدوارم که خداوند مهربان از شما راضی باشد چرا که کشور عزیز ما ایران به افراد شایسته و ارزشمند مثل شما در این برهه از زمان بسیار نیاز دارد. با سپاس و درود فراوان

    پاسخ
  15. ستاره

    سلام
    خدا قوت وبسایت و مطالبتان خیلی اموزنده و زیبا هستند خیلی ممنون لطفا از این مطالب خوب زیاد بگذارید به سایتتان سر می زنم ممنون

    پاسخ
  16. سحر نظری

    با سلام خدمت شما جناب سادات اعلایی

    نویسنده ی محترم به حدی از متن زیبا و پر از حرفتون لذت بردم که به جرات میتونم بگم تا به این لحظه جملات به این ارزشمندی نخونده بودم با هر خطی که جلو میرفتم اشتیاقم برای ادامه دادن بیشتر می شد نمیدونم ولی عمیقا احساس می کنم حرفاتون تو اعماق وجودم نفوذ کرده و در واقع منو برای گرفتن تصمیمات برای آیندم محکم تر از قبل کرد .این روزها جواب سوالهایی که مدتها قبل از خودم داشتم رو به هر نحوی باهاش برخورد میکنم و برای خودمم بسیار جالب هست و امروز وقتی به طور تصادفی با این سایت آشنا شدم و تصمیم گرفتم مطالبشو از دست ندم چون احساس می کردم میتونه بسیار تاثیر گذار در انتخاب هام باشه
    ازتون بسیااااااااااااااار ممنونم که به نوعی دیگه باعث تغییر در دیدگاهم شدید.

    با احترام، سحر نظری

    پاسخ
  17. مجیدنادریان

    سلام،بسیار مفید و امید بخش و راه گشا،با بیانی ساده،پاینده و همیشه امید وار و امید بخش باشید،با سپاس فراوان

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دانلود رایگان

دانلود
close-link

ارسال رایگان محصولات

با خرید کتاب از مجله خلاقیت هزینه پستی را مهمان ما باشید

کوپن ارسال رایگان : ersalfree96

همراه با هدیه (فرصت محدود برای شما بازدید کننده گرامی)
 خرید
close-link