گفت‌وگو با باربارا دی‌آنجلیس، روانشناس/چگونه رشد واقعی را در زندگی تجربه کنید؟

چگونه رشد واقعی را در زندگی تجربه کنید؟

مترجم: افسانه محمودی‌یزدانی

گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید اخیرا در خلال یکی از همایش‌های باربارا دی‌آنجلیس در اورلاندو انجام شده است. دی‌آنجلیس، روان‌شناس، مشاور، سخنران و نویسنده در زمینه رشد شخصی است.

آثار او از پرفروش‌ترین کتاب‌های روانشناسی است که بیش از هشت میلیون نسخه از آن فروخته شده ‌است و در سراسر جهان به بیشتر از بیست زبان به چاپ رسیده ‌است.

امیلیا لیگ: چقدر از دیدن‌تان در اورلاندو خوشحال شدم. چه سخنرانی فوق‌العاده‌ای در کنفرانس «می‌توانم انجامش دهم» داشتید.

بله، بسیار عالی بود! من سخنرانی‌هایم را وقایعی متحول‌کننده می‌دانم. وظیفه من خلق جو و شرایطی است که در آن به ایجاد شکاف‌ها و میانبرها کمک می‌کنم. منظورم از شرایط‌، انرژی خاصی است که برای افراد نگه می‌دارم. می‌خواهم وقتی مردم آنجا را ترک می‌کنند، احساس کنند وسعت یافته‌اند، امیدوارند و عزم کرده‌اند که انتخاب‌های مختلفی داشته باشند. آنها می‌بینند چگونه روح ادراکی به بیرون از عرصه زندگی می‌رود. بسیار قدرتمند است. واقعا می‌توانید در فاصله یک ساعت و نیم تغییر کنید اگر توجه کنید، می‌توانید سفر زندگی خود را به طور کامل تغییر دهید. به عنوان یک معلم، هرگز نمی‌دانید آنچه عرضه می‌کنید، چه خواهد بود. همچون خط زندگی است. من فقط نیامده‌ام به مردم الهام ببخشم و آنها را سرگرم کنم. من می‌خواهم به آنها کمک کنم تا تغییر کنند و بتوانند بیرون بروند و احساس کنند راه و جهت زندگی‌شان چیز دیگری است.

*

 

*کنفرانس ICDI شامل کاشتن دانه در ناخودآگاه بود برای کمک به تغییرات مثبت در زندگی. چه توصیه‌ای برای افرادی دارید که به ایجاد تحول در خود علاقه‌مندند؟

 

موارد بسیاری وجود دارند که در کتابم با نام تغییرات در موردشان صحبت خواهم کرد. تحول در هر سطحی. هرکسی می‌خواهد که به روشی متحول شود، همیشه اتفاقی پر از تجربه است. اینها تغییرات تکان‌دهنده درونی هستند که دنیای‌تان را به حرکت وامی‌دارند و نمایانگر تحولات کامل در بیرون از زندگی‌تان هستند. تفاوت هست بین اینکه برگی را سبز رنگ کنید یا به سراغ ریشه بروید و خاک را عوض کنید. در اینصورت آن گیاه به روش درست شروع به شکفتن و شکوفه زدن می‌کند. باید هر روز انتخاب کنی تا از مکانی که برترین نیست، خود را به برترین برسانی. این عملی و تجربی است و همگی درونی است. کارهایی وجود دارند که می‌توانید انجام دهید که بلافاصله در شما تغییر ایجاد کنند، و چیزهایی که شما را در بدترین حالت از خودتان قرار می‌دهند. راه‌هایی وجود دارند که می‌توانید در آنها قدم بگذارید و قابل کنترل هم هستند. وقتی مردم به آنجا می‌رسند، بسیار هیجان‌انگیز است. به این معنی نیست که باید تا میانبر بعدی صبر کنند یا در حضور معلمی ‌این کار را انجام دهند. شما برای انجام آن به نقشه نیاز دارید. همه ما باید تغییری را که رها کردیم، ایجاد کنیم یا به سرعت به آن بپردازیم. واقعا آن را انجام دهید، وقتش رسیده. شما می‌توانید افزایش نیروهای خوب و مثبت را در این سیاره ببینید. نه چیزهای اسرار‌آمیز. افراد واقعی، چیزهای واقعی و گروه‌های واقعی. اکنون ما در حال جمع کردن تمام‌ کسانی هستیم که تمرینات سبکی دارند. به همین دلیل است که اینجا هستیم- اندازه‌گیری مجدد خودمان در همین لحظه و بدون اتلاف وقت. هزار نکته مهم وجود دارد که همگی قطعات مهمی ‌از این معما را تشکیل می‌دهند. ابزاری که به وسیله آن به مردم کمک می‌کنیم با تعادل بیشتر، به آسانی و با تصادف کمتر رشد کنند. روش‌هایی به دور از بیراهه رفتن که به نفع آنان نیست؛ یا خطاهایی که در راه رشد مرتکب می‌شوند. برای مثال، چسبیدن به شخصی و احساس اینکه نمی‌توانید او را پشت سر بگذارید و بروید. نمی‌خواهید رشد کنید اگر بهترین دوست یا شریک زندگی‌تان چنین چیزی را نخواهد. این مثالی از خطای تحول است که بسیاری افراد مرکب آن می‌شوند. غم‌انگیز نیست، اما باعث کاهش سرعت‌مان می‌شود. اینها چیزهایی است که من برای آموختن آنها چهل سال وقت صرف کرده‌ام. هیچ کس آنها را به من نیاموخت. اینها همگی برگرفته از فرآیند و راه بیداری خودم است و همچنین کار با ده‌ها هزار نفر. به طور تحت‌اللفظی می‌توان گفت تماشا و تهیه کاتالوگ از تمام کارهایی که مردم انجام می‌دهند و هیچ نفعی به حال‌شان ندارد. سپس توانایی تغییر آنها به چیزی که جهت را خلق می‌کند. من معلم ‌ذهنی نیستم و تکنیک‌های دیگران را نیاموخته‌ام. من میلیون‌ها بار به کوه رفته‌ام و بازگشته‌ام. همین راه را بروید، از این راه نروید، اگر فکر می‌کنید گم شده‌اید، در اشتباهید، ده قدم دیگر بروید. و این نعمت بودن در این راه بود. هوشی و ذهنی نبود، مطالعاتی عمیق و تمریناتی طی سال‌ها بود.

*شما مجبور بودید که درس‌هایی را بیاموزید و برداشت‌های خود را انتقال دهید.

تنظیم انرژی خودمان. ما همگی به مقدار متنابهی قدرت و دانایی دسترسی داریم. مدارهای ما فشرده شده‌اند یا اتصال‌شان از بین رفته یا مسدود شده‌اند. آنجا‌هایی را که گره دارند باز کنید. فقط نباید آن را انجام داد، بلکه پرسش این است که چگونه آن را انجام دهیم. این همان چیزی است که در کتابم گفته‌ام و در گردهمایی کناردریا در مورد آن صحبت خواهم کرد. باید درک کنیم هیچ چیزی در درون ما گم نشده است. ما وضعیت مهمی ‌داشته‌ایم که راه رشد را از بیزاری به اشتیاق تغییر می‌دهد. از ترس به عزم وتصمیم به جای فکر به اینکه باید تمام ‌این چیزها را انجام دهم. تغییر آن و درک اینکه چیزی گم‌شده وجود ندارد، ما باید دوباره ارزیابی شویم که این کار، هر تصمیم در هر لحظه را تغییر می‌دهد تا مرا به برترین حالت خودم تنظیم کند. ما برای بیداری و بزرگ بودن ساخته شده‌ایم. سپس این پرسش وجود دارد که «چه می‌توانم بکنم تا به تنظیم اولیه بازگردم؟» این مرحله بخشی از کاری است که من انجام می‌دهم. گاهی آگاهی افراد منجر به تحول آنان نمی‌شود. باید سطوح آن تغییر کند و دوباره نصب شود. این همان کاری است که در انجامش به افراد کمک می‌کنم. نیاز به چیز زیادی ندارد، اما باید چیزی بیشتر از این باشید که فقط بدانیدالهی هستید.

*تمرین روزانه‌تان چیست؟

تمرین من این است که در هر لحظه چگونه زندگیمی‌کنم. تمرین من عشق و خدمت است. این نیست که به دیگران بگویم چه کنند. ماهاریشی ماهش یوگی گفته:«بهتر است با معلمی ‌کار کنی که به روشنی رسیده تا با کسی کار کنی که این چنین زاده شده است.» اگر به طور طبیعی و ذاتی در کاری خوب هستید، الزاما معلم خوبی نمی‌شوید. اگر راهی را طی کرده‌اید و فرآیندی را درک کرده‌اید، در آن صورت می‌توانید در مورد دام‌ها و تله‌ها آموزش بدهید. او معلمی‌ عالی بود. فکر می‌کنم به همین دلیل بود که من هم معلم خوبی بوده‌ام. سال‌ها آن را برای خودم استفاده کردم. گم شدم، بازگشتم، اشتباه کردم و بازگشتم. فکر می‌کنم انتخاب کرده‌ام که گذری پرماجرا و کارمایی باشم وهمین به من کمک کرد تا بتوانم معلم باشم و تعلیم بدهم. کمک به مردم در درک اینکه مسیر صحیح را در زندگی‌شان انتخاب کنند.

*شما می‌گویید که هر لحظه تمرین کنیم.

بله، اما نه از جهت یادآوری به خود. تغییر ناگهانی زمانی اتفاق می‌افتد که به خود یادآوری نمی‌کنید که آن کار را انجام دهید، بلکه انعکاسی طبیعی از تغییر درونی است. این نیست که بگوییم در اینجا نکاتی هست که باید به یاد داشته باشید. در مورد اندازه‌گیری مجدد خویشتن است. مانند اینکه یک فیزیوتراپیست به شما می‌گوید هربار که راه می‌روید، پای چپ‌تان را می‌چرخانید. آنها به شما می‌آموزند که پای چپ‌تان را نچرخانید. با گذر زمان، به ذهن خود می‌آموزید که پای چپ تان را نپیچانید. سپس مجبور نیستید مدام به خود بگویید «من پایم را می‌پیچانم، متوقفش می‌کنم». حالا دیگر مغزتان خودش را دوباره تنظیم کرده است. در اصل تمام ‌تغییرات عصبی است. وقتی تجربیات ارتعاشی بالایی داریم، می‌توانیم انتخاب‌های بالاتری هم داشته باشیم. این کار سیلی از احساسات خوب را به سمت ما روانه می‌کند. ما رفتارهای خود را از درون به بیرون تغییر داده‌ایم. ما آنجا ایستاده بودیم. حالا اینجا هستیم. عشق و انتخاب‌هایمان از تنظیمی ‌کاملا متفاوت نشات می‌گیرد. این همان منظور من از تغییر است. این تنها تئوری نیست بلکه این است که شما چگونه با زندگی روبه‌رو می‌شوید و موفقیت در درون صورت می‌گیرد. همیشه می‌شنوم که کسب‌وکار‌ها توسعه یافته‌اند زیرا انرژی آنها بسیار متفاوت بوده. به این دلیل که آنها در حالتی قرار دارند که به یادآوری متصل شده‌اند. ما همه برای رسیدن به بالاترین سیم‌کشی شده‌ایم. من می‌خواهم به شما نشان دهم که چه چیزی به درستی تنظیم نشده است-‌کدام مود گم شده، کدام یک فرسوده شده و کدام یک زنگ‌ زده است. این تمام ایده در یک پوست بادام است.

 

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دانلود رایگان

دانلود
close-link

ارسال رایگان محصولات

با خرید کتاب از مجله خلاقیت هزینه پستی را مهمان ما باشید

کوپن ارسال رایگان : ersalfree96

همراه با هدیه (فرصت محدود برای شما بازدید کننده گرامی)
 خرید
close-link