چرا باید استعدادمان را کشف کنیم؟

چرا باید استعدادمان را کشف کنیم؟

اولین استعداد ما چه بود؟

یکی از زیباترین تجربه زندگی همه ما مربوط به زمانی است که در کودکی راه رفتن را یاد می‌گرفتیم، بارها و بارها به زمین می‌افتادیم، دست‌های کوچکمان را به دیوار یا تکیه‌گاهی می‌گرفتیم و باز سعی می‌کردیم که راه برویم چون غریزه و فطرتمان ما را به تلاش دوباره برای راه رفتن هدایت می‌کرد. مادر نقش مؤثر و مهمی در راه رفتن ما داشت، باد دست‌های پرمهرش، دست‌های کوچک ما را می‌گرفت، با چشمان پر از شوق و مهربانش به چشم‌های ما نگاه می‌کرد، با هیجان لبخند می‌زند و با گفتن تاتی تاتی قدم‌به‌قدم با ما راه می‌آمد، ما با تکیه بر غریزه و علایق فطری و تکیه بر مهر مادری راه رفتن را یاد گرفتیم و با لذت تمام به بچه‌های خودمان هم یاد دادیم.

من یک زن هستم و یک مادر، بزرگ‌ترین افتخار من در نوبت اول نه به شغلم هست، نه به تحصیلاتم، بلکه به فطرت و غریزه‌ی پرورش دادنی است که خداوند به من هدیه داده است. من یک خالق و پرورش‌دهنده کوچکم که در برابر خالق خود متحیر شده است. این هدیه الهی مرا ملزم می‌کند تا مثل یک مادر، با نقطه قوت پرورش‌دهنده به همه دوستان و هم نوعانم کمک کنم تا استعداد فطری خودشان را بشناسند و گام‌به‌گام با به کار بستن راهکارهایی علمی و کاملاً عملی که ارائه می‌شود، به شکوفایی و پرورش توان و استعداد خود بپردازند. استعداد و توانمندی ذاتی هر فرد یک سیر طبیعی و فطری است که اگر به سمت پرورش این فطرت بازنگردیم. روندی طبیعی از رشد طبیعی خود را متوقف کرده‌ایم و احتمالاً تا پایان عمر خلائی ناشی از تناسب نداشتن کار موردعلاقه‌مان با فعالیتی که انجام می‌دهیم را خواهیم داشت.

ما در برابر استعدادمان چه مسئولیتی داریم؟

استعداد همان علاقه و توان فطری شما به انجام کاری هست. انجام کار یا فعالیتی که بدون هیچ زحمتی از انجام آن لذت می‌برید. مثلاً اگر راست‌دست هستید تصمیم بگیرید یک روز تمام‌کارهایتان را با دست چپ انجام دهید. برای نمونه همین‌الان خودکار و کاغذ را بردارید و سعی کنید با هر دو دست خود اسم عزیزترین فرد زندگی‌تان را بنویسید. چه احساسی دارید؟ با دست موافق خیلی روان‌تر، زیباتر و با تسلط بیشتری می‌نویسید و با دست مخالف به‌سختی این کار را انجام می‌دهید و شاید نتیجه آن برایتان رضایت‌بخش نباشد. در زندگی شما جز خودتان، هیچ‌کس به شما نزدیک‌تر نیست. نفر اول زندگی شما خودتان هستید. عزیزترین فرد زندگی شما خود شمایید. پیروی از توان و استعداد فطری شما زیباترین و رضایت‌بخش‌ترین اثر از شمارا به وجود می‌آورد. وقتی‌که ما فعالیت و شغلی را انتخاب کنیم که با توان و استعداد فطری ما همخوانی داشته باشد، توانمندی و اثر کاری ما به کیفیت نوشتن یک اسم با دست راست برای راست‌دست‌ها خواهد بود و زمانی که به شغل و فعالیتی بپردازیم که با استعداد ما همخوانی ندارد، اثر بر جامانده از ما به کیفیت نوشتن اسم با دست چپ برای راست‌دست‌ها خواهد بود.

چرا استعدادمان را کشف کنیم؟

کشف استعداد و پرورش آن در جهت درست، بازگشت به توانمندی فطری شماست. حرکت رودخانه به سمت دریا تصور کنید، رودخانه در حرکت طبیعی خود به سمت دریا حتی اگر با مانعی چون کوه برخورد کند راه خود را برای رسیدن به دریا پیدا می‌کند؛ اما اگر همان رودخانه به یک سد ساخته دست انسان برخورد کند حرکتش متوقف می‌شود. اعتماد به استعداد و توان فطری بزرگ‌ترین عامل موفقیت شما خواهد بود. برای کشف استعدادهایتان باید به شناسایی مواردی بپردازید که در انجام آن‌ها بدون هیچ زحمت و کسب مهارتی توانایی دارید.

در جامعه‌ای که محوریت یافتن توانمندی‌ها و استعدادهای انسان در آن رو به افزایش است، انسان‌ها بیش از گذشته برای رسیدن به جایگاه و ارزش خود به کشف و پرورش استعدادهایشان نیازمند هستند. انسان‌ها دارای استعداد و توانایی‌هایی فطری هستند که با شناخت آن و کسب مهارت می‌توانند در فرصتی مناسب به‌صورت منحصربه‌فرد بدرخشند و مؤثر در جامعه ظاهر شوند. در شرایطی که فرد برای انجام کاری قرار می‌گیرد، مغز در ابتدا کاری می‌کند که طبیعت آن کار را انجام می‌دهد و راهی را پیدا می‌کند که دارای کمترین مقاومت باشد و این یعنی استعداد شما. استعداد شما قوی‌ترین اتصالاتی است که بین مغز و واکنش به بیرون اتفاق می‌افتد. به همین دلیل درواقع غیرممکن است که فقط با دادن آموزش مهارتی به یک نفر از او انتظار داشت که بهترین عملکرد را ارائه دهد. پس فقط با شناسایی قوی‌ترین استعدادها و صیقل دادن آن‌ها با مهارت و آموزش می‌توان در مسیر یک زندگی قدرتمند قرار گرفت و برای داشتن توانایی، شناخت استعدادها ضروری است. دونالدکلیفتون پدربزرگ روانشناسی مثبت، بر این عقیده هست که به‌جای تمرکز بر روی نکته‌های منفی بهتر است به نقاط مثبت افراد متمرکز شد. این نوع تفکر مثبت‌گرا قطعاً باعث برجسته کردن نقاط قوت و توانمندی فرد شده تا جایی که نقاط ضعف او را بسیار کمرنگ خواهد کرد. بر اساس تحقیقات انجام‌شده نقاط قوت یاب کلیفتون درصورتی‌که بتوانید در محل کار خود از استعدادهای خود بهره‌مند شوید، ۶ برابر موفق‌تر خواهید بود. درصورتی‌که در محیط کار نتوانید از استعدادهای خود بهره ببرید احتمال دارد که:

  • رفتن به سر کار در شما هراس ایجاد کند
  • با همکارانتان به‌جای تعامل مثبت رابطه منفی داشته باشید
  • با مشتریان (مراجعین) رفتار خوبی نداشته باشید
  • برای دوستانتان توضیح دهید که در چه شرکت ضعیفی کار می‌کنید
  • دستاوردهای روزمره‌تان دچار افت شود
  • لحظات مثبت و خلاق کمتری داشته باشید

در بیرون از محل کارتان هم اگر در حوزه توانمندی‌ها و استعدادهای خود فعالیت نکنید، سلامت و تعامل شما با خطرات جدی مواجه می‌شود.

همه ما دارای استعداد و توانمندی‌هایی فطری هستیم که برحسب عادت از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم. استعدادی که فکر می‌کنیم در انجام عملی دارای توانایی هستیم که امکان بروز آن برایمان میسر نشده است هیچ‌گاه منتظر کسی نباشید که برای کشف استعدادهایتان به شما انگیزه بدهد. هیچ‌وقت همه‌چیز برای استعداد شما کامل و آماده نیست. این خود شمایید که باید به خودتان انگیزه بدهید. هیچ‌کس جز خودتان مسئولیت انگیزه و رشد توانمندی‌های شمارا بر عهده ندارد. این تصورات و انتظارات فقط شمارا از حرکت متوقف می‌کند و هیچ‌کس جز خودتان شناخت دقیقی از خواسته‌ها، نیازها، علایق و روی‌ای‌ای شمارا ندارد. اگر شما توانمندی و استعداد خود را باور نداشته و آن را به رسمیت نشناسید، چگونه می‌توانید انتظار داشته باشید که دیگران توان و استعداد شمارا باور داشته و آن را به رسمیت بشناسند. ما نمی‌توانیم خلاف انتظاراتی که از خودمان داریم زندگی کنیم. هیچ‌چیز خسته‌کننده‌تر از آن نیست که درگیر کارهای ناتمام باشیم. وقتی کاری را به‌صورت ناتمام رها می‌کنیم و بارها و بارها این اتفاق می‌افتد قطعاً جایی از کار می‌لنگد؛ و این همان احساس نداشتن رضایت از کاری هست که انجام می‌دهیم. اگر کار و فعالیتی که با توان و استعداد ما همخوانی داشته باشد و ایجاد رضایت کند را انجام دهیم امکان ندارد که به‌صورت نیمه‌کاره رها شود. پس بهتر است فهرستی از فعالیت‌هایی را تهیه کنید که به انجام آن‌ها علاقه دارید. در این لیست می‌توانید مواردی را بنویسید که درگذشته انجام داده‌اید و دیگران شمارا تشویق و تمجید کرده‌اند. ممکن است کارهایی باشد که وقتی پای آن نشسته‌اید آنقدر غرق انجام آن شده‌اید که گذر زمان را احساس نکرده‌اید و وقتی به خودتان آمده‌اید، دیده‌اید که ساعت‌های طولانی را مشغول بوده‌اید بدون این‌که حتی چیزی بخورید یا ذهنتان درگیر مسئله دیگری باشد.

 

نوشته :مهرزاد کرم زاده

معرف: ژان بقوسیان

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
به کانال تگرام مجله خلاقیت بپیوندید و از مطالب به روز استفاده کنید
دیدگاه شما چیست؟


فروشگاه خلاقیت
اشتراک مجله خلاقیت
دانلود رایگان مجله خلاقیت شماره 101
دانلود هدیه
همین الان هدیه تان را دریافت کنید
عضویت در مجله خلاقیت همراه با جایزه