نبوغ دیوانه ؛ مانیفست کارآفرین‌ها

22,000 تومان

کتاب ۲۰۱۶ رندی گیج چاپ شد!

 

تقدیرها از کتاب: 

«رندی گِیج یک نابغه‌ی واقعی‌ست و کارآفرینان باید دیوانه باشند که به توصیه‌های درخشانش گوش نکنند. اولین اتحاد و هم‌افزایی مغزهای متفکر را با این کتاب شکل دهید.»

هاروی مَک‌کی، نویسنده‌ی برترین اثرِ پرفروش نیویورک‌تایمز «شنا با کوسه‌ها؛ بدون آن که زنده‌زنده خورده شوید»

.

«شروعی خوب و شجاعانه برای هرکسی که می‌خواهد رویاهای کارآفرینانه‌اش را تحقق بخشد.»

رابین شارما، نویسنده‌ی کتاب پرفروش «رهبری که عنوانی نداشت»

.

«این کتاب فوق‌العاده است! نه تنها یک‌جور طرز فکر را یاد می‌دهد که امید می‌دهد و الهام‌بخش است؛ در عین حال به چالش‌تان هم می‌کشد. عاشق تک‌تک بخش‌هایش هستم.»

لری وینگت، نویسنده‌ی کتاب «جرات داشته باش»

.

«این کتاب سرنوشت‌ساز، پر است از ایده‌های عملی و اثبات‌شده و سوالاتی که کمک‌تان می‌کنند راه‌تان به سمت موفقیت را پیدا کنید.»

برایان تریسی، نویسنده‌ی کتاب «قدرت اعتماد به نفس»

.

«یکی از آشفته‌ترین کتاب‌هایی که تا حالا خوانده‌ام، منظورم از جنبه‌ای خوب است. رندی گیج ما را به سواری در واگن وحشت آقای تاد می‌برد (اشاره به مسیری در پارک دیزنی‌لند که یک‌جور تماشاخانه‌ی وحشت است). من به این زندگی عزیز دل بسته بودم… درون ذهن رندی گیج دنیای دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه‌ای‌ست و من خوشحالم که سفری داشتم به آن‌جا.»

استیون پرسفیلد، نویسنده‌ی کتاب پرفروش «هنر جنگ و حرفه‌ای شدن»

.

«کتاب نبوغ دیوانه واقعا تکان‌دهنده است؛ شبیه ریخته‌گری‌ست در ذهن نویسنده و خواننده. جایی که رندی گیج، کاری را که موتزارت و پیکاسو کردند، نمایش می‌دهد: ظهور هنر از بین آشوب ذهنی‌شان.»

آلن وایس، استاد دانشگاه، نویسنده‌ی کتاب «مشاوره‌ی میلیون دلاری»

.

«عنوان کتاب، خودش همه چیز را نشان می‌دهد: رندی گیج هم نابغه است و هم دیوانه! و همه‌ی این‌ها را در کتابی قرار می‌دهد به عنوان راهنمایی برای موفقیت! خیلی هم عالی!»

جفری هِیزلِت، میزبان برنامه‌ی تلویزیونی شبانه نویسنده‌ی پرفروش و زمانی گاوچران

.

«خودتان را آماده کنید؛ چون قرار است مبهوت بصیرت، صداقت و پیشگویی‌های هیجان‌انگیز جادوگر دیوانه‌ای شوید که می‌خواهد سرمایه‌دارتان کند.»

جو ویتالی، نویسنده‌ی «پول را به سوی خودتان جذب کنید»

.

«فقط رندی گیج می‌تواند خرد متعارف همه، از «اینشتین» تا «بودا» را ببرد زیر سوال؛ ولی در آخر به این نتیجه برساندتان که: خب، البته چندان بد هم نمی‌گویند!»

باب بورگ، یکی از نویسندگان کتاب بخشنده و نویسنده‌ی «از حریفان به هم‌پیمانان»

.

«گِیج ذهن‌تان را به جاهایی می‌برد که واقعا دل‌تان نمی‌خواهد؛ ولی باید بروید. راهی را نشان‌تان می‌دهد که می‌توانید در آن بپرید و موفقیت‌تان را خلق کنید، موفقیتی که حتی فکرش را هم نمی‌کردید. در روش‌هایش به واقع دیوانگی مشهود است و البته از نبوغش، استفاده خواهید برد.»

لیزا فورد، نویسنده‌ی «خدمات استثنایی به مشتریان»

.

«کلمه‌ی برانگیزاننده و عملی معمولا کنار هم نمی‌آیند، ولی کتاب «نبوغ دیوانه‌» هردوی‌شان است. دامنه‌ی تفکرتان را گسترش می‌دهد و باورهای‌تان را به چالش می‌کشد. بعد، عواملی در اختیارتان خواهد گذاشت که می‌توانید هوش سرشار درونی‌تان را آشکار کنید.»

مارک سانبر، مشاور رهبری کسب‌وکار و نویسنده‌ی پرفروش

.

«اغلب ما می‌توانیم در زندگی به چیزهای زیادی برسیم، کتاب «نبوغ دیوانه‌» نقشه‌ی راه است برای رسیدن به آن‌ها. کتاب مقدسی برای محقق‌کردن پدیده‌ها. به خودتان لطفی کنید و این کتاب را بخوانید، بعد از آن هیچ چیز مثل گذشته به نظر نخواهد رسید.»

استیو کیتینگ، نویسنده‌ی وبلاگ «قیف امروز»

.

«این کتاب ساختارهای ذهن‌تان را تکان خواهد داد، فرضیات‌تان را به چالش خواهد کشید و ذهن‌تان را به سمت روش‌های کاملا جدیدی برای فکرکردن باز خواهد کرد. تمام این‌ها فقط در فصل اول اتفاق می‌افتند! گیج استادِ راهنما در مسیر نامعمول به نبوغ کارآفرینانه است.»

رُی وادن، نویسنده‌ی کتاب پرفروش «از پله‌ها بروید» از نگاه نیویورک‌تایمز

.

.

بهترین آموزش رندی گیج

..

بخشی از مقدمه ی رندی گیج در این کتاب:

همان‌طور که بین لینک‌هایی در مورد خلاقیت و بیماری روانی می‌‎گشتم، چشمم خورد به مطلبی در ویکی‌پدیا که می‌گفت: «گفته می‌شود اشخاص روانی قابلیت دیدن دنیا از نگاهی نو و بدیع را دارند، به معنی واقعی کلمه چیزهایی می‌بینند که بقیه نمی‌توانند ببینند.»
خب البته کارآفرینان، روانی نیستند. ما فقط قابلیت دیدن دنیا از نگاهی نو و بدیع را داریم، به معنی واقعی کلمه چیزهایی می‌بینیم که بقیه نمی‌توانند.

راستی، یک لحظه صبر کنید…

ما به عنوان کارآفرین، ساخته شده‌ایم تا چیزها را تغییر دهیم، با قوانین خودمان زندگی کنیم و از همه مهم‌تر، چیزهای جدید خلق کنیم. نبوغ ما بیش‌تر، موقعِ خلقِ چیزهای جدید، خودش را نشان می‌دهد.
به همین خاطر است که به شدت، منتظر تماشای افتتاحیه‌ی عرضه‌ی محصولات «استیو جابز» بودیم، به تبلیغات بین مسابقه بیش‌تر از خودِ فوتبال اهمیت می‌دهیم و وقتی چشم‌مان به کیک استارتر یک گجت دلربای جدید می‌افتد، هوش از سرمان می‌رود. ما نبوغ را در عمل می‌بینیم.

وقتی داشتم فیلم «قبل از شروع شب» را می‌دیدم به همه‌ی این‌ها فکر کردم؛ فیلمی تماشایی بر اساس کتابی فوق‌العاده از «رینالدو آرنِس». نابغه‌ای که موهبت‌های نوابغ دیگر را نمایش می‌دهد. وقتی در معرض چنین فیلمی و کتاب‌هایی قرار گرفتید، دیگر نمی‌توانید جلوی علاقه‌ی نفس‌تان را برای تولیدِ چیزی شگفت‌انگیز بگیرید. یعنی خلق چیزی که تغییر به وجود می‌آورد.
این بیاینه که در اختیار شماست نتیجه‌ی بی‌ثمرترین دوران زندگی من است، ولی امیدوارم بتواند کمک‌مان کند به هدف والاتری برسیم: یعنی بهره‌برداری از نبوغ سرشارمان و تقسیمش با دنیا. امیدوارم با استفاده از هشتگ (MadGenius#) به گفت‌وگوها در شبکه‌های اجتماعی در این‌باره بپیوندید.

این بیانیه سه بخش است: کتاب اول نگاهی می‌اندازد به مسیری که طی شد تا به ‌جایی برسیم که الان قرار داریم؛ بر این‌که تلاقی فرضیات اشتباه، الگوهای رفتاری نامناسب و تفکر گَلِه‌ای چگونه روی ذهن ما اثر گذاشت و به ما اجازه‌ی قبول میان‌مایگی و معمولی‌بودن را داد. کتاب دوم درباره‌ی پیشرفت‌های فوق‌العاده عظیمی‌ست که در دهه‌های بعدی با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم. با دیدی به جلو و پیش‌بینی آینده، چالش‌های اساسی آتی را شناسایی خواهیم کرد. چالش‌هایی که بهترین فرصت‌ها را در تاثیرگذارترین و تفکربرانگیزترین شکل، در اختیارمان خواهند گذاشت. در نهایت، کتاب سوم مجموعه‌ای‌ست درهم از ایده‌هایی که وادارتان می‌کند در چیزی که به آن فکر می‌کنید، تامل کنید. هربخش از کتاب را هر زمان که احتیاج داشتید، مطالعه کنید؛ ولی بدانید چیزی که در کل این بخش‌ها ثابت است، واقعیتی‌ست از این دنیا که می‌گوید برای تبدیل‌شدن به کارآفرینی موفق چگونه باید فکر کنید؟

شاید نویسندگان کتاب‌های الهام‌بخشِ تجاری، مدعی شوند که به اصطلاحِ موسیقایی، کوک‌های متفاوتی از بقیه می‌خوانند؛ ولی در نهایت باید گفت همه‌شان در واقع یک آهنگ می‌خوانند: همان موفقیتِ روزافزون. انگار تا حالا همه‌ی تحقیقات، روند یکسانی را نشان می‌دهند: چندتا بچه‌ی دانشگاهی که هیچ چیز ندارند به غیر از چند تا بطری خالی آبجو و جعبه‌های پیتزا که در اتاق‌های خوابگاه‌شان پخش شده، ایده‌ی بزرگی به سرشان می‌زند. درس را وِل می‌کنند، مغازه‌ای باز می‌کنند و یک شبه تبدیل می‌شوند به مرکز توجه. حق انتخاب بین سرمایه‌گذارانی خواهند داشت که حاضرند پول بریزند به پای‌شان. تماس تلفنی از طرف زاکربرگ (موسس فیسبوک) را رد می‌کنند، سهامی عام می‌شوند و به میلیارد می‌رسند و عکس‌شان با افتخار می‌آید روی جلد مجله‌ی وایرد.

بعضی از خوانندگان این کتاب‌ها شاید به حیرت بیفتند از این‌که چقدر راه را اشتباه رفته‌اند. دنیای واقعی کسب‌وکار، بین پیشرفت‌های خیره‌کننده و دل‌شکستگیِ شکست در نوسان است. دنیایی‌ست پر از ترس و تردید، له‌له‌زدن برای حقوق و دستمزد، زحمت‌کشیدن برای جمع‌کردن پول و تقلا برای ماندن. من این‌جا هستم تا به شما بگویم رسیدن به اوج و در اوج‌ماندن، اصلا بدیهی و حتمی نیست. ولی اگر دوست دارید برای رسیدن به موفقیت، اقدامی کنید و حاضرید هزینه‌اش را بپردازید، باید گفت در دسترس است. راحت نیست؛ ولی ارزشش را دارد.

رندی گیج
سن‌دیه‌گو، کالیفرنیا

کتاب جدید رندی گیج

.

بخشی از کتاب:

کارآفرینی استعدادی هنری‌ست، چون در آن چیزهایی خلق می‌شوند که قبلا هیچ‌وقت به وجود نیامده‌اند. ما کارآفرینان، مثل همه‌ی‌ هنرمندان واقعی، هنرمان را برای پول یا شهرت عرضه نمی‌کنیم، این کار را فقط به این خاطر می‌کنیم که ناگزیر به انجامش هستیم. البته مشکلی نداریم که میلیاردر شویم و تصویرمان بیاید روی جلد مجله‌ی فست‌کامپنی. ولی می‌خواهیم کارمان را انجام دهیم؛ چه ثروتمندمان بکند، چه نکند.

یک جای خالی‌ در روح ما هست و فقط وقتی‌ پر می‌شود که ما مسائل و چالش‌ها را حل کنیم، راه‌حلی طراحی کنیم، محصولی را توسعه دهیم، بازاری ایجاد کنیم، فرآیندی نوآورانه به وجود آوریم و شغلی ایجاد کنیم.

این یک‌جور تمایل است که همه‌ی مردم حسش نمی‌کنند. در واقع، اکثریت حس نمی‌کنند. اغلبِ مردمی که می‌روند سرِ کار، از این‌ راضی‌اند که متعادل هستند و به نظر می‌رسد صلاحیت دارند و اخراج نمی‌شوند. وقتی چیزی را به وجود می‌آورند، که آن‌چیز می‌تواند یک پیتزافروشی باشد یا فیلمنامه‌ای علمی‌-تخیلی‌، یا فروشگاهی برای مشتریان خاص، در آن نهایت تلاش به خرج داده می‌شود تا همرنگ جماعت باشد.

کارآفرینان واقعی‌ و کارمندان رویایی که شبیه آن‌ها فکر می‌کنند، علاقه‌ای ندارند به پیروی از جمع. آن‌ها باید جمع را رهبری کنند، نه‌ به خاطر خودشان یا‌ برای مقام و موقعیت، بلکه به این خاطر که نمی‌توانند به روش دیگری کار کنند.
در نهایت، این کتاب، فراخوانی‌ست برای رهبری‌؛ برای ایده‌های جدید و تازه‌ در مسیر خلق هنر.

به خصوص، فراخوانی‌ست برای گسترش‌دادن محدوده و فرایند تفکر که نظم و انضباط هنری به وجود می‌آورد و ما اسمش را می‌گذاریم نوآوری، تخریب بازار، محصولاتی با رشد غیرمنتظره، بازاریابی درخشان، بازسازی صنعت و برندسازی ماندگار.
این کار می‌طلبد که از خودِ امروزتان فراتر بروید. شناخت، تجزیه و تحلیل و سنجش کمیت‌ها و عدد و رقم‌ها، فرآیندی آموختنی‌ست که کارآفرینان موفق برای ساختن نتایجی‌ استفاده می‌کنند که فقط ما (به عنوان کارآفرین‌ها) می‌توانیم به وجودش آوریم. ذهنیت آنان با امکان، عجین شده؛ از گفتن «نه» ابا دارند و هنرشان را برای استفاده‌ی ما بر ما می‌گشایند.

این درسی‌ست که من شخصا از یک ساعت‌ساز دیوانه یاد گرفتم. در دهه‌ی ۱۹۹۰ در حال برگزاری یک گردهمایی کارآفرینی در مرکز اروپا برای آقای «نیکلاس هایک»، کارآفرین و بنیان‌گذار قدرتمند برند سوآچ بودم. آن زمان او احتمالا در اواسط دهه‌ی هفتاد زندگی‌‌اش بود و به تنهایی کل ‌صنعت ساعت‌سازی سوییس را نجات داده بود و مولتی‌میلیاردر محسوب می‌شد؛ ولی هیچ کدام از این عناوین به هیچ وجه راضی‌اش نمی‌کرد.

در کنفرانس مطبوعاتی که برای آن همایش برگزار می‌کردیم، یک خبرنگار جوان از «هایک» پرسید که او کِی تصمیم دارد بازنشسته شود. «هایک» طوری نگاهش کرد که انگار توهینی نابخشودنی کرده بود. بعد، با بدخلقی و خشم گفت:

«کارآفرینان، هنرمند هستند
و هنرمندان هیچ‌وقت بازنشسته نمی‌شوند!»

در آن لحظه دو واقعیت مهم را درک کردم.

اول این‌که فهمیدم باید بقیه‌ی‌ عمرم را با این حسرت سر کنم که کاش من اولین نفری بودم که آن جمله را می‌گفت.
دوم این‌که من حالا برای توجیه احساس وحشت و نگرانی‌ام، یک دلیل داشتم (به هر حال «هایک» هیچ‌وقت بازنشسته نشد. در سال ۲۰۱۰ به شکل غیرمنتظره‌ای در حالی‌ که در دفتر مرکزی شرکت سوآچ سخت مشغول کار بود، به خاطر نارسایی قلبی درگذشت).
من خودم یک بار، وقتی‌ چهل سالم بود و اولین بحران میانسالی‌ام را می‌گذراندم و قرار بود باز نشسته شوم، فکر می‌کردم که به جز سافت‌بال، راندن ماشین و نوشیدن شیر نارگیل کاری برای انجام‌دادن نخواهم داشت. ۹ ماه گذشت. بیکاری، دیوانه‌ام کرد؛ جوری که برگشتم سر کار. هیچ‌وقت نفهمیدم چرا احتیاج داشتم برگردم به میدان بازی. می‌دانستم که افکار «هایک» در وجود من خانه کرده.

مشخصات کتاب :

  • مشخصات فیزیکی – وزن : ۳۴۹ گرم – قطع رقعی – تعداد صفحات: ۲۹۴ صفحه – نوع جلد: شومیز
  • مشخصات فنی – نویسنده/نویسندگان: رندی گیج – مترجم: شادی حسن‌پور، فراز فرهادی، رضا میرزا جان‌زاده، بیتا لقمانی، شادی احمدی – ناشر: انتشارات نگاه نوین – نوبت چاپ: اول – تاریخ چاپ: ۱۳۹۵ – نوع چاپ: سیاه و سفید – موضوع: مهارت‌های زندگی و موفقیت – مناسب برای بزرگسالان

.

این کتابی بسیار فوق العاده و ضروری برای تمامی اقشار و کسب‌‌و‌کارهاست !

همین الان سفارش دهید!

تعداد صفحات=۳۰۰ صفحه

 

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نبوغ دیوانه ؛ مانیفست کارآفرین‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دانلود رایگان

دانلود
close-link

ارسال رایگان محصولات

با خرید کتاب از مجله خلاقیت هزینه پستی را مهمان ما باشید

کوپن ارسال رایگان : ersalfree96

همراه با هدیه (فرصت محدود برای شما بازدید کننده گرامی)
 خرید
close-link