منوی بالا را از قسمت نمایش -> فهرست انتخاب کنید
اطلاعیه :
  • مخاطبان گرامی ضمن برطرف شدن مشکل پیش آمده در درگاه پرداخت میتوانید پس از بهرمندی از مطالب و محتوی مقالات در صورت علاقمندی نسبت به خرید هر یک از محصولات ما اقدام نمایید

رابرت کیوساکی: اگر لازم است پول قرض کنید تا این نکته را بیاموزید

khalaghiyat 56

هرچه بیشتر از آن‌چه در وجه B و I یعنی وجه‌های کارآفرین و سرمایه‌گذار رخ می‌دهد آگاهی پیدا کنید، بیشتر هم دریافت خواهید کرد. به مرور زمان همان‌طور که تحصیلات‌تان با هم ترکیب می‌شوند، عایدی‌های‌تان هم مرکب می‌شوند.

 
به عبارت دیگر در ازای تلاش کمتر، بیشتر و بیشتر پول دریافت می‌کنید.

 
این قدرت واقعی سواد مالی‌ست. برای درک بهتر باید از درون این را درک کنید که قدرت حقیقی دانش در کلاس‌های درس و سمینارهای عجیب و غریب، کتاب‌های مختلف، کارت گزارش، مدارک بالا و امثالهم نیست.

 
ساده برای‌تان بگویم، «می‌توانید به یک نفر ماهیگیری یاد بدهید، اما نمی‌توانید با زور و اجبار کاری کنید چیزی یاد بگیرد.» نکته مهمی در این گفته وجود دارد:

 
قدرت حقیقی دانش آن زمان نمایان می‌شود که مدرسه را ترک کرده‌اید، در چند کلاس یا سمینار شرکت کرده و کتاب‌های خوب خوانده و آماده‌اید تا سوادتان را از راهی که مناسب شخصیت‌تان است پی‌گیری کنید.
به همین خاطر است که پزشک‌ها چهار سال به دانشگاه می‌روند، چهار سال به مدرسه تخصصی پزشکی و تازه پس از آن چهار تا هشت سال به عنوان کارآموز یا پزشک مقیم کار می‌کنند. در طول این روند قبل از این‌که دکترهای واقعی شوند تجربه حقیقی در دنیای واقعی را لمس کرده‌اند.

 

 داستان من
خود من پس از این‌که مدرسه ناوگان بازرگانی را ترک کردم توانستم افسر کشتی بشوم. وقتی خلبان شدم که دو سال آموزشی کامل در مدرسه آموزش پرواز گذرانده بودم. هنگامی خلبان جنگی حرفه‌ای شدم که شش ماه در ویتنام عمق کشت و کشتار زندگی کردم. خلبانان دیگری که به حد نیاز حرفه‌ای نبودند همان دو ماه اول می‌مردند.
کسانی که دانش مالی ندارند اغلب شکست می‌خورند. بجای شرکت در کلاس‌های کارآفرینی یا سرمایه‌گذاری، شروع به خرید و فروش سهام می‌کنند، معاملات ملکی انجام می‌دهند و بدون اینکه بدانند چه دنیایی پیش روی‌شان است کارآفرین می‌شوند. طبیعتاً این پرسش برایشان پیش می‌آید که چرا شکست خوردند یا چرا نتوانستند نتایج شگفت‌آوری که انتظارش را داشتند کسب کنند. خیلی‌های‌شان هم در مواجهه با شکست کارشان را تمام و کمال می‌بوسند و کنار می‌گذارند و بعد ذره‌بین به دست دنبال مقصر می‌گردند.
اگر خاطرتان باشد در فصل‌ گذشته گفته بودم که سال ۱۹۷۳ وقتی دوران حرفه‌ای‌ام به عنوان خلبان به پایان رسید، در کلاس‌های سرمایه‌گذاری ملک و آموزش فروش شرکت زیراکس ثبت‌نام کردم.

 

 

یک تصور ابلهانه درباره سرمایه‌گذاری
بارها شنیده‌ام که مردم به من می‌گویند: «ممکن است دعوت نهار من را بپذیرید؟ مایلم نظرتان را در خصوص سرمایه‌گذاری در املاک بپرسم.» وقتی واکنش مردم در خصوص مسایل مالی را آن‌قدر ساده‌لوحانه می‌بینم واقعا آزرده می‌شوم. سواد مالی چیزی نیست که بتوان آن را در طول مدت زمان یک نهار کسب کرد و با پیچ و خم‌های آن در چنین مدت کوتاهی آشنا شد.
بارها هم پیش آمده که از یک ابله به تمام عیار در امور مالی شنیده‌ام که: «من تا به حال چندین ملک شخصی خرید و فروش کرده‌ام. الان دیگر چم و خم سرمایه‌گذاری در ملک دستم آمده.»
بین خرید یک خانه و خرید ۳۰۰ واحد آپارتمانی تفاوت‌های بسیار اساسی وجود دارد. موفقیت یا شکست ما در هر زمینه‌ای مستقیم به قدرت آگاهی‌مان بستگی دارد. شرکت در یک سمینار سه روزه باعث شد تا من اساس سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات را بیاموزم و در نهایت تبدیل به سرمایه‌گذاری شوم که از بدهی‌هایش برای پولدارشدن استفاده می‌کند.
واقعیت این است که اصول خرید یک مال اجاره‌ای یا یک آپارتمان ۳۰۰ واحدی یکسان‌اند، اما تفاوت سوددهی‌شان به تحصیلات و تجربه معامله‌گر بستگی دارد.
پدر بی‌پولم در اولین و تنها ریسک تجاری‌اش شکست خورد، جواز یک بستنی‌فروشی. فکر می‌کرد امتیاز دهنده سرش کلاه گذاشته که باعث شکستش شد اما به نظر من کمبود دانایی در امور کارآفرینی و بی‌تجربگی‌اش بود که باعث شد دو سال از عمر و پس‌انداز زندگی‌اش را به باد بدهد.

 

 

نکته عجیب
نکته عجیب در مورد افرادی که مثل پدر من در مدارس خوب درس خوانده‌اند این است که برای تحصیلات دانشگاهی احترام زیادی قائل‌اند اما اصلا به آموزش‌های مالی در دنیای واقعی توجه نمی‌کنند. ظاهرا تصور می‌کنند چون مدرک دکتری دارند یا وکیل پایه یک هستند حالا دیگر تجارت و سرمایه‌گذاری باید برای‌شان مثل آب خوردن باشد.
به نظر من این نوعی غرور و خودخواهی دانشگاهی‌ست که بسیار هم برای طرفدارانش هزینه دارد.

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. خلیل

    با سلام، راه و رسم تجارت در ایران امروزی که به هیچ یک از قواعد موجود بستگی ندارد و شانسی در صورت بروز موفقیت آنرا به حساب داشتن تبحر در امور دادو ستد میدانند .
    به نظر من خارج از مسائل شرعی امروز باید پولت را در اختیار بانکها قرار دهی و مقطعی از سود آن زندگی را گذراندچراکه به علت عدم وجود قانون و مقررات هرکس هرجور میخواهد میتواند با کمترین زحمت خودش را موفق حساب کند چراکه خلایق آنقدر زیاد شده اند که اگر یکی ، ده تا و بیشتر به طور افراد فرصت طلب نیفتند باز دیگرانی هستند.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا موارد خواسته را برای ورود به سایت تکمیل نمایید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.